• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۲۸۰۷۹۳۵
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۷
کهگیلویه و بویراحمد » اجتماعی
محرم ۹۹

به وقت عاشورا

در این گزارش به شرح وقایع ساعت به ساعت عاشورا که بر اساس اوقات شرعی کربلا و با متن مقاتل تنظیم شده می‌پردازیم.

به وقت عاشورابه گزارش خبرگزاری صدا وسیما مرکز کهگیلویه و بویراحمد، طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی ۲۱ مهر سال ۵۹ هجری شمسی می‌شود. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می‌شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرف‌های مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند.

روز عاشورا چگونه گذشت؟
در این تحقیق علمی، اوقات شرعی روز ۲۱ مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر ۳-+ دقیقه اختلاف می‌تواند داشته باشد) را استخراج کرده ایم و روایات مقتل نگار‌ها را با این ساعت‌ها تنظیم کرده ایم.

۵:۴۷ اذان صبح
امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آن‌ها را به صبر و جهاد دعوت کرد؛ و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»
طرف مقابل نیز نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.
حدود ۶صبح
امام حسین (ع) دستور داد تا اطراف خیمه‌ها خندق بکنند و آن را با خاربوته‌ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.

۷:۰۶ طلوع آفتاب
کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آن‌ها خطبه‌ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجّار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آن‌ها او را دعوت نکرده اند؟ آن‌ها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آن‌ها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آن‌ها تمام کرده است.
یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم ابن زیاد را نمی‌پذیرد و آن‌ها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی‌رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «أَلَا وَإنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ: بَیْنَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛ وَهَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما دور است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.
به وقت عاشوراحدود ۸ صبح
بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوانهای) کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.
بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.
حدود ۹ صبح
روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می‌کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم».
بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندار‌های لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام حسین (ع) به یارانش فرمودند: «این‌ها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره‌ای جز پذیرش آن نیست آماده شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند. (تعداد دقیق کشتگان تیر اندازی مشخص نیست)

حدود ۱۰ صبح
بعد از تیراندازی، «یسار»، غلام «زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام عبیدالله ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین (ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده‌ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.
بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین (ع) حمله کرد؛ اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند.

همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام (ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد ۵۰۰ تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام (ع) را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر ۲۳ اسب لشکریان امام (ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را ۵۰ نفر و ابن شهر آشوب ۳۸ نفر ذکر کرده است.
اولین شهید، ابوالشعثا بود و ۸ تیر انداخت که ۵ نفر از دشمن را کشت. امام (ع) او را دعا کرد. گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام (ع) حمله کنند زهیر و ۱۰ نفر به آن‌ها حمله کردند.

حدود ۱۱ صبح
بعد از این حملات، امام (ع) دستور تک تک به میدان رفتن را به یاران داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند کسی از بنی‌هاشم به میدان برود. انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند. بعضی «در مقابل نگاه امام (ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین (ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است».

یک بار هفت نفر از اصحاب امام (ع) در محاصره واقع شدند، حضرت عباس (ع) محاصره آن‌ها را شکست و نجاتشان داد.

۱۲:۵۰ اذان ظهر
به وقت عاشوراحبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته‌اند امام (ع) خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر (ص) قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت، اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد.
امام (ع) از شهادت حبیب متاثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.»

امام (ع) نماز را خواند. گروهی از اصحاب به امام (ع) اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»

حدود ساعت ۱۳ ظهر
۳۰ نفر از اصحاب امام (ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند. بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت علی اکبر پسر امام حسین (ع) بود. البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آن‌ها را آرام کرد و فرمود: «ای پسرعمو‌های من بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»

حدود ساعت ۱۴ ظهر
عاقبت امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) تنها ماندند. عباس (ع) اجازه میدان خواست، اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه‌ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس (ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام (ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.»


حدود ساعت ۱۵ ظهر
به وقت عاشوراامام (ع) به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند. وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره اش علی اصغر را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد.

امام (ع) به میدان رفت، اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام (ع) آمدند. بعد از شهادت امام (ع)، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد.

در مقاتل نوشته اند زمانی که امام (ع) در آستانه شهادت بود، اما کسی جرات نمی‌کرد به سمت ایشان برود اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن (ع) دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»

۱۶:۰۶ اذان عصر
وقت شهادت امام (ع) را وقت نماز عصر گفته‌اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع‌نگار لشکر عمر سعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: پیش از آن که حسین کشته شود شنیدم که می‌گفت «به خدا پس از من کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.»

گوید: آن‌گاه شمر میان کسان بانگ زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، بکشیدش!» گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب امام (ع) فرو برد ...»

 

حدود ساعت ۱۷ عصر
بعد از شهادت امام (ع)، عده‌ای لباس‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته اند تمام این افراد بعد‌ها به مرض‌های لاعلاج
غارت عمومی اموال امام حسین (ع) و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه‌ها گذاشت. یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن‌مطاع بعد از شهادت امام به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد.
نزدیک غروب آفتاب است. سر امام را جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می‌دوانند تا استخوان‌هایشان هم خرد شود.

۱۸:۴۹ اذان مغرب
داستان روز غم انگیز عاشورا این‌طور تمام می‌شود که درحالی که عمر سعد دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس بین مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته ام!»

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
زنجیره انسانی ورزشکاران کشور در تالاب بین‌المللی چغاخور
موتورسیکلت‌های مونتاژی با قیمت میلیاردی
مهلت ثبت‌نام در کاروان قرآنی اعزامی به اربعین، ۵ تیرماه است
تزریق ۱۵۰۰ میلیارد تومان به پرونده «رضایت‌خودرو»؛ امیدواری بزرگ برای تسویه حساب با مالباختگان
لرستان آماده برگزاری مراسم بزرگداشت شهدای هفتم تیر
واکنش مردم به پیام تاریخی رهبر معظم انقلاب
تلاش وزارت آموزش و پرورش برای جبران افت تحصیلی دانش آموزان
یک کشته و پنج زخمی در حمله با چاقو در یک مرکز تجاری در روسیه
برگزاری وبینار «معنای عاشورا در جهان امروز»، فردا
پویش مردمی نذر اربعین در حرم بانوی کرامت آغاز به کار کرد
نفرات برتر رقابت‌های ۵۰۰ امتیازی پیکلبال معرفی شدند
انتقاد غریب آبادی از محدودیت‌های استرالیا علیه پزشکان منتقد جنایات رژیم صهیونی
خروش جانفدایان دیار حاج قاسم در حمایت از جبهه مقاومت
عبدلله بن حسن (ع)؛ کوچک‌ترین مدافعِ بزرگ‌ترین مظلوم
قدم به قدم با پیمان شکن
انس نوجوان و جوانان قمی با قرآن در ایام تابستان
تأکید بر ضرورت ساماندهی اسناد قولنامه‌ای برای رفع دغدغه شهروندان
پیام رهبر انقلاب اسلامی نقشه راه دستگاه دیپلماسی و حفظ منافع ملی است
شبکه استانی ایلام با یک سریال ۱۵ قسمتی به استقبال اربعین می‌رود
معرفی صنایع آلاینده کهگیلویه و بویراحمد دستگاه قضا
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
پرواز پراید بر فراز بام یک منزل مسکونی
قطعی سامانه اینترنتی برخی بانک‌ها و بلوکه شدن پول مردم
فرمانده قرارگاه خاتم‌: شهید پاکپور معمار تحولات عملیاتی بود
سپاه پاسداران: عهدشکنی دشمن با پاسخ محکم مواجه می‌شود
نتایج وام ۷۵ میلیون تومانی بازنشستگان کشوری اعلام شد
قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء: تنگه هرمز بسته خواهد شد
یارانه خرداد ماه دهک‌های چهارم تا نهم واریز شد
جریمه میلیاردی کابینت ساز متخلف در رشت
واریز حقوق خرداد بازنشستگان کشوری آغاز شد
جام جهانی ۲۰۲۶، ترکیه حذف شد
توضیح بانک مرکزی درخصوص اختلال در عملیات چهار بانک کشور
واکنش بقایی به نفاق و ریاکاری وزیر خارجه فرانسه
استرداد ۵۸۰ هزار میلیارد تومان به بیت المال
واکنش صداوسیما به اظهارات یک نماینده مجلس در شبکه خبر
مراسم شیرخوارگان حسینی (ع) ماه محرم ۱۴۰۵ _ استان‌ها
قطعی سامانه اینترنتی برخی بانک‌ها و بلوکه شدن پول مردم  (۱۴ نظر)
پرواز پراید بر فراز بام یک منزل مسکونی  (۴ نظر)
نتایج وام ۷۵ میلیون تومانی بازنشستگان کشوری اعلام شد  (۲ نظر)
واریز حقوق خرداد بازنشستگان کشوری آغاز شد  (۲ نظر)
پزشکیان یادداشت تفاهم اسلام‌آباد را امضا کرد  (۱ نظر)
فرمانده قرارگاه خاتم‌: شهید پاکپور معمار تحولات عملیاتی بود  (۱ نظر)
قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء: تنگه هرمز بسته خواهد شد  (۱ نظر)
کاهش اندک قیمت ۳ محصول ایران‌خودرو با اصلاحات وزارت صمت  (۱ نظر)
سناتورهای دموکرات: ایران پیروز شد  (۱ نظر)
مذاکرات آینده به معنای پذیرش نظر دشمن نخواهد بود  (۱ نظر)
واکنش بقایی به نفاق و ریاکاری وزیر خارجه فرانسه  (۱ نظر)
برتری سه شیرها برابر کرواسی در دیداری پُرگل  (۱ نظر)
سخنگوی حماس: غزه در خون است و جهان نظاره‌گر  (۱ نظر)
دیدار مردمی دادستان تهران با ۶۳ نفر از شهروندان  (۱ نظر)
ابوترابی‌فرد: هیئت حاکمه آمریکا به هیچ‌وجه قابل اعتماد نیست  (۱ نظر)