پخش زنده
امروز: -
رژیم امریکا طی نیم قرن گذشته در قبال جمهوری اسلامی ایران بین دو راهبرد «تغییر رفتار» و «تغییر نظام» به صورت پاندولی رفتار کرده است. این دو هدف با هم در تضاد هستند، زیرا اولی مستلزم مشروعیت بخشی و دومی مستلزم تخریب است.

#دکتر_حسن_عابدینی، کارشناس ارشد مسائل بین الملل و معاون سیاسی رسانه ملی
جمهوری خواهان از هرگونه گفتوگو با ایران هراس دارند، زیرا ان را نشانه به رسمیت شناختن جمهوری اسلامی ایران میدانند. از این رو توافق برجام را هم پاره کردند.
حزب دمکرات هم که عموما از تغییر رفتار حمایت میکنند به این میاندیشد که استحاله رفتاری به تغییر نظام بینجامد. موضوعی که زمانی رهبر شهید انقلاب اسلامی از ان به عنوان پنهان کردن دست چدنی زیر دستکش مخملی یاد کردند.
ترامپ در این مرحله با در پیش گرفتن " مرد دیوانه " کوشش کرد تا راهبرد مرغ (بزدل) را در قبال ایران پیاده کند غافل از این که ایران به علت ماهیت وجودی آمادگی و اراده بیشتری برای مقاومت نسبت به آمریکا دارد.
ترامپ هر از گاه از لباسهای مونروئه تا کسینجر را میپوشد، اما همگان دریافتهاند که او نه ثبات شخصیتی، نه صبر راهبردی و نه مشورت پذیری مدیریتی را دارد که با پیشینیان قابل مقایسه باشد. او در افکار عمومی فرد دمدمی مزاج، بلوف زن و دروغگو شناخته شده است.
ترامپ از پاپ تا بایدن و از شاه انگلیس تا صدراعظم المان را تحقیر کرده است. او نه قدرت تمام کنندگی موضوعات، نه ایجاد وحدت در میان متحدان و نه اختلاف افکنی در بین رقبا را دارد. ترامپ در یک کلمه، امریکا را شتابان بمرحله لبه پرتگاه سوق میدهد.
گفتار و رفتار ترامپ به جای عقب نشینی موجب شده تا ایران بسرعت به بالاترین مرحله بازدارندگی معنوی و سیاسی برسد و تلفیقی از مبعوث شدگی افسانهای مردم در خیابان، قدرت بازدارندگی بی نظیر رزمندگان در میدان و به اتکا ان دو ضلع در سازش ناپذیری دیپلماسی متبلور میشود. تجربه زیسته هر سه ضلع، این گزاره را تقویت کرده که هزینه مقاومت بسیار کمتر از هزینه سازش است.
خطای محاسباتی دشمن امریکایی این است که گمان میکرد مذاکره از موضع برابر موجب مشروعیت بخشی به جمهوری اسلامی ایران خواهد شد حال انکه ایران مشروعیتش را نه از تاییدیه کاخ سفید که از مردم و مبانی دینی خود میگیرد.
هدف ایران صرفا " احقاق حق در همه حوزهها " و " رفع تحریمهای ظالمانه " به عنوان یک قدرت است و این امریکا را دچار سرگیجی راهبردی کرده است، اما چه بخواهند و چه نخواهند دیر یا زود این واقعیت در هندسه قدرت جهانی پذیرفته خواهد شد.